حدیث روز:

أَلْمُسْتَتِرُ بِالْحَسَنَةِ يَعْدِلُ سَبْعينَ حَسَنَةً، وَ الْمُذيعُ بِالسَّيِّئَةِ مَخْذُولٌ، وَالْمُسْتَتِرُ بِالسَّيِّئَةِ مَغْفُورٌ لَهُ ... پنهان كننده كار نيك [پاداشش] برابر هفتاد حسنه است، و آشكاركننده كار بد سرافكنده است، و پنهان كننده كار بد آمرزيده است.

۱۳۹۸-۱۱-۲۳
گپ و گفتی با محمدرضا خورشیدی از فعالان انقلاب اسلامی در مشهد؛

حرم مطهر امام رضا(ع) ملجا و پناهگاه مبارزان انقلابی بود

محمدرضا خورشیدی متولد 5 اسفند 1323 و از فعالان جبهه مردمی پیش از انقلاب است و طعم حبس در زمان رژیم پهلوی را چشیده است.

خودش آزادی از زندان را مرهون توسل به حضرت رضا(ع) و واسطه‌گری یک فرد غریبه می‌داند. خودش قصه را اینطور بازگو می‌کند: «بعد از تظاهرات در خیابان شاه‌رضا سابق و آیت‌‌الله بهجت کنونی دستگیر شدم. 105 نفر در یک اتاق 30 متری بودیم. فضا آنقدر محدود بود که حتی امکان اقامه نماز نداشتیم و به نوبت نماز می‌خواندیم. در آن حین به امام رضا(ع) توسل کردم و 10 روز بعد هم آزاد شدم.»

خورشیدی ادامه می‌دهد: آن زمان راهپیمایی‌ها از میدان شهدا شروع می شد و مردم تا حرم می‌آمدند. یا از میدان اعدام سابق به سمت حرم می‌آمدند. این رفتار نشان می‌داد که ملجا و پناهگاه تظاهرکنندگان فقط امام رضا(ع) است.
این فعال انقلاب در پاسخ به چرایی ختم شدن تمام راهپیمایی‌ها در دوران انقلاب به سمت حرم مطهر می‌گوید: «مردم وابستگی قلبی فراوانی به حضرت رضا(ع) داشتند. همه از دست رژیم به ستوه آمده‌ بودند و برای همین اول و آخر هر حرکتی به حرم ختم می‌شد».
علیرغم تمامی تلاش‌های محمدرضا خورشیدی در راه انقلاب اما شاید اصلی‌ترین پیوند او با انقلاب اسلامی نسبت سببی‌اش با مرحوم شیخ احمد کافی است. کسی که بنا به قول‌های معتبر توسط رژیم ستم شاهی و در یک سانحه ساختگی به شهادت رسید.
خورشیدی قصه این ماجرا را اینطور بازگو می‌کند: «اوایل انقلاب، شعبه‌ای از بنیاد ازدواج کوثر را در مشهد تأسیس کردیم تا در مسیر ازدواج جوانان تسهیل‌گری کنیم. پسر بزرگ‌ترم روزی به یکی از همکارانم به شوخی می‌گوید فعالیت‌های شما در موسسه کوثر بی‌اثر است چون هنوز من ازدواج نکردم. من همان روز از این مطلب مطلع شدم با پسرم صحبت کردم و بعد به زیارت امام رضا(ع) رفتم و از ایشان خواستم که خودشان مسیر ازدواج پسرم را تسهیل کنند.»
او ادامه می‌دهد: «همان روز همسرم به من اطلاع داد که یک دخترخانم از طریقی به ما معرفی شده است. به همسرم گفتم مطمئن باش که همین خانم بهترین گزینه است و ازدواج سر ‌می‌گیرد و همین اتفاق هم افتاد. عروس من فرزند مرحوم شیخ احمد کافی است.»
این فعال انقلابی درباره حادثه شهادت شیخ احمد کافی می‌گوید: «عروس بنده نیز در حادثه تصادف ساختگی اتومبیل پدر مرحوم‌شان حضور داشتند. روایت دختر ایشان از حادثه این است که اتومبیل ارتش با اتومبیل مرحوم کافی تصادف می‌کند و تمام سرنشینان به بیمارستان منتقل می‌شوند اما مرحوم کافی را از سایر سانحه دیدگان جدا می‌کنند. بعد از تکمیل دوره درمان به سایر بازماندگان می‌گویند که شیخ احمد کافی فوت کرده است. این در حالی است که سایر سرنشینان زنده می‌مانند.»

برچسب‌ها

افزودن دیدگاه جدید

متن ساده

HTML محدود